اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم
 وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم
 سعی می کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
 چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد.
 وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم
 برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر راه برویم…
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...

(دکترعلی شریعتی)

/ 4 نظر / 19 بازدید
چکامه

خیلی وبت قشنگ شده __000000___00000 _00000000_0000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000 _________0 ________*__000000___00000 _______*__00000000_0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 _______*_____00000000000 ________*_______00000 _________*________0 _000000___00000___* 00000000_0000000___* 0000000000000000____* _00000000000000_____* ___00000000000_____* ______00000_______* ________0________* آپمممممممممممممممممممممم

چکامه

ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند... پا به پایت می آیند آنقدر که گاهی سماجتشان در همراهی حوصله ات را سر میبرند، اما کافیست تا اندک بادی بوزد یا خرده موجی بر خیزد تا برای همیشه از حافظه ضعیفشان رد پایت پاک شود...! من از نسل ماسه نیستم از نسل صدفم صدفی که به واسطه اقامت یک روزه در دریا تا دنیا دنیاست صدای دریا را برای هر گوش شنوایی زمزمه می کند... سلام وب قشنگی داری یه سر بزن به سوالم جواب بده