کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام

چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید

و سوم - که از همه تهوع آور تربود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت !!!!!

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس

را دیدم درحالی که :

خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم


 

دکتر علی شریعتی.....

[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/۱٤ ] [ ۸:۱٦ ‎ق.ظ ] [ leili ]